...و باز هم حذف کردم...چون فکر می کردند دروغ می گویم...اصلا تقصیر من است که...
پ.ن۱:می دانم که خبر داری...!می دانم برایت توضیح داده است...و تو همچنان ساده گذشتی...کاش می دیدم که حالم را پرسیدی...کاش می دیدم که نگران حال من هستی...و آن وقت چقدر خوشحال می شدم...می خندیدم...ولی تو...چقدر عوض شدی...آهان!یادم رفته بود که حالت از من بهم می خورد...
+ نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت
14:24 توسط محمد امین چیت گران

